سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
تبلیغات در اینستاگرام
[ و به فرزند خود حسن ( ع ) فرمود : ] پسرکم چهار چیز از من بیاد دار ، و چهار دیگر به خاطر سپار که چند که بدان کار کنى از کرده خود زیان نبرى : گرانمایه‏ترین بى‏نیازى خرد است ، و بزرگترین درویشى بیخردى است و ترسناکترین تنهایى خودپسندى است و گرامیترین حسب خوى نیکوست . پسرکم از دوستى نادان بپرهیز ، چه او خواهد که تو را سود رساند لیکن دچار زیانت گرداند ، و از دوستى بخیل بپرهیز ، چه او آنچه را سخت بدان نیازمندى از تو دریغ دارد ، و از دوستى تبهکار بپرهیز که به اندک بهایت بفروشد ، و از دوستى دروغگو بپرهیز که او سراب را ماند ، دور را به تو نزدیک و نزدیک را به تو دور نمایاند . [نهج البلاغه]

حاشیه نگاری های برگزاری جشنواره فیلم فجر در شیراز (بخش دوم)

روز دوم : یکشنبه 16 بهمن ساعت 20:30 ؛ سانس سوم سینما ایران ؛ فیلم سینمایی « ضد گلوله » به کارگردانی مصطفی کیائی با بازی مهدی هاشمی

ضدگلوله

سینما ایران، بیش از حد تصور شلوغ بود و بر بچه های صدا و سیما هم مشغول تهیه گزارشی از حاشیه برگزاری جشنواره بودند . باز هم چند دقیقه مانده به شروع فیلم می رسم البته این بار این قضیه باعث شد که از اضافه ظرفیت بلیت ارشاد که توسط شخصی در ورودی سینما توزیع می شد بهره مند شوم .سالن مملو از تماشاگر است و تقریبا دیگر جای خالی برای نشستن نیست .

مهدی فقیه بازیگر شیرازی که در این فیلم ایفای نقش کرده است نیز در سالن حضور دارد ، حال و روز سینما «ایران» به نظر بهتر از سینما « سعدی » شیراز است ولی باز هم در مقام مقایسه  با پردیس های سینمایی نهران حرفی برای گفتن ندارد.

فیلم قراره یه کمدی جنگی باشه ، دقیقا مثل « لیلی با من است » ماجرا از این قراره « اواسط دهه 60 و در اوج دوران جنگ، مردی حدود 50 ساله در تهران مشغول قاچاق نوارهای لس آنجلسی و فیلم های ویدئویی است. او در اثر یک اتفاق در می یابد که توموری در سر دارد و تا دو ماه دیگر بیشتر زنده نخواهد ماند ، بنابراین تصمیم می گیرد به جای مردن در خانه به جبهه رفته و شهید شود » و این ماجرا ابزار خنداندن تماشاگر قرار می گیرد ،نمی دونم این روزها چرا هر کس می خواد فیلم جنگی بسازه به سراغ کمدی جنگی می ره ،اساسا حرف جدی در سینما زدن کار سختی است و کار هر کسی نیست ،بنابراین همه کارگردان ها راه ساده تر یعنی طنز رو انتخاب می کنند .

تعدای از تماشاگرها مثل اینکه از قبل می دانستند که قراره  فیلم طنز ببینند ؛ بنابراین  قبل از شروع فیلم مدام در حال خندیدن هستند، از خندیدن های بی خود و بی جهت  آنها در حین فیلم هم کلافه شدم.

فیلم چیزی بجز یک ایده تکراری ، موضوع تکراری و شوخی های تکراری چیز قابل ذکری نداره ، بازی مهدی هاشمی نیز چنگی به دل نمی زنه و جالبه بدونید در این فیلم نیز کارگردان سعی کرده که با استفاده از رفتار شخصیت های مذهبی موقعیت های طنز خلق کنه و شوخی های تکراری حاجی و سید و برادر در فیلم موج می زنه... صد رحمت به « لیلی با من است ».

به یاد جمله مارتین لوتر می افتم « اگر قصد دارید جماعتی را از ایمان به باورهای مذهبی دور کنید و کاری کنید که آن جماعت هرگز به آن ایمان نیاورند ؛ تلاش کنید که اونها یکبار از ته دل به اون باور مذهبی یا رفتار دینی  بخندند » و سالهاست که بسیاری از کارگردان های سینمای ایران این وظیفه رو بعهده گرفته اند .

اواخر فیلم سه بار نمایش با مشکل مواجه و فیلم قطع شد ولی با تلاش آپاراتچی خیلی زود برگشت و دوباره ادامه پیدا کرد .این بار حتی زحمت تکمیل و تحویل دادن برگه نظر سنجی را هم به خودم ندادم . 



 
نوشته شده توسط : سبحان |  چهارشنبه 90 بهمن 19  ساعت 12:44 صبح 

    لیست کل یادداشت های این وبلاگ
بار دیگر کشکول گدایی پیش کدخدا دراز کنیم
آیا تهران هم صاحب مکدونالد میشود؟
سود چیست ؟
از اهل معصیت مى‏ شدید یا اهل عبادت؟
چند میگیری پورشه نخری؟!
بروبرگرد ندارد!
اینها از جمهوری نمی ترسند از اسلام می ترسند
چرا شب ؟
اقامه صلاه یعنی چه ؟
فصل الخطاب با انسان کامل است و لا غیر
گذر نکرد خوابی...
حرم لبریز زائر ها،مسافرها،مجاورها
فبک علی الحسین...
نگاه سیستمی به حرم
آرمان گرایی یا واقع گرایی ؟
[همه عناوین(263)][عناوین آرشیوشده]