يار با ماست.. -
دانش دو گونه است : دين شناسي و کالبد شناسي . [پيامبر خدا صلي الله عليه و آله]

9 روز با  ره بر


1- هنگامي که شکوفه هاي نارنجي و صورتي حافظيه در يک صبح دل انگيز بهاري، ميزبان مسافر شيراز مي شوند، بايد هم بي قرار شوند از حضور يک حافظ شناس و حافظ خوان حرفه اي...


«مردم فارس اهل قال نيستند؛ اين را آدم احساس مي کند. گفته مي شد مردم فارس اهل حالند؛ منظورشان اين بود که اهل کار نيستند. بنده مي گويم نه، اهل حالند، يعني اهل قال نيستند؛ والّا بحمداللّه اينجا خيلي اهل کارند؛ مردم فارس اهل قال نيستند، اهل گفتن و جنجال کردن و مردم را به خود متوجه کردن نيستند؛ اين بايد يک جوري جبران شود. در گذشته هم حافظ مي گويد:
من که ملول گشتمي از نفس فرشتگان
قال و مقال عالمي ميکشم از براي تو
از نفس فرشتگان ملول مي شود. قال و مقال عالم را هم که مي پذيرد، براي او مي پذيرد. آدم مي بيند اين روحيه همچنان در شيراز هست؛ اهل قال و مقال و به رخ کشيدن و تظاهر کردن نيستند. اما استعداد خيلي زياد ست که از اين استعدادها بايد استفاده شود.»(ديدار با مديران استان )


2- خنده ماهتاب
پير عشقي، شباب را ماني
جوهر التهاب را ماني
اي شکوه هميشه دريا
آبي روح آب را ماني
بر سرت تاج سبز ياسين است
کوثري، در ناب را ماني
اي حضور نهان ز مرغ چمن
در رگ گل، گلاب را ماني
در شبستان زندگاني من
خنده ماهتاب را ماني
اي رخت مصحف رسول سحر
رهبر انقلاب را ماني
او سراپا کتاب عرفان است
تو کليد کتاب را ماني
اي بلوغ هزاره گل سرخ
غيرت بوتراب را ماني
سيد عارف خراساني!
مهر زير نقاب را ماني
در دل گمرهان شب باور
تير سرخ شهاب را ماني
تو در آيينه شقايق ها
غزل آفتاب را ماني
راز سربسته کتاب دلي
احدي، شعر ناب را ماني
وقتي شعرخواني اش تمام شد، آقا گفتند: آقاي ده بزرگي اگر مخاطب اين شعر بنده نبودم بدونيد خيلي تحسين تون مي کردم. غزل زيبايي بود، فقط عيبش هموني است که عرض کردم. احد ده بزرگي گفت: شما بزرگوارين...البته اين معناي ولايت به طور...که آقا گفتند: ديگه تفسير نفرماييد! واقعيت را گفتم...جمعيت مي خنديد، آقا هم
.



 
نويسنده: سبحان |  سه‏شنبه 24 ارديبهشت 1387  ساعت 10:20 صبح 

يار با ماست....


سالهاست که آوازه ارديبهشت شيراز گوش به گوش  عرشيان مي گردد، اما امسال مردم شيراز به بوي بهار نارنج و گلاب و نسترن و اقاقيا چندان توجهي ندارند ، چرا که گلي از خاندان رسول الله را ميزبانند .


دسته گل محمدي ، به شهر گل خوش آمدي.  
همه منتظر بودند از يار آشنا، سخن آشنا بشنوند. او از شوق خود گفت و گفت که شوق من، کمتر از شوق شما نبوده است. (اگر مجنون دل شوريده اي داشت    دل ليلي از او شوريده تر بي)
از شيراز گفت. اينکه شيراز، شهر ذوق است. شهر فرزانگان.
شهري که در کنار حافظ، خاطره بيش از چهارده هزار شهيد را در حافظه خود زنده نگه داشته است.
چرا که هرگز نمرده اند که فراموش شوند.
هرگز نميرد آنکه دلش زنده شد به عشق...
شهري که خاکش با عطر عشق حافظ و سعدي، اين دو گوهر تابناک پيشاني ادب فارسي، آميخته شده است.
حتي هنوز مي توان صداي شهيد آيت الله دستغيب  را از مسجد جامع عتيق شنيد.
ثبت است بر جريده عالم دوامشــان...
در اين خشک سالي اخير حضور شما باران رحمت الهي است بر جانهاي منتظر فارسيان و مردم شيراز به حق واژه ميهمان نوازي را معنا کردند.!
سلام آب و روشني، نثار هر کلام تو
گشوده ام صحيفه اي به ياد بود نام تو
نياز کوچه و باغ ها نسيم مهربانيت
دلم گرفته از زمين و از کبودي زمان
امام سال هاي من، بيا و خطبه اي بخوان به نام سبزي چمن. 


يار باماست........يادمان سفر رهبر فرزانه انقلاب اسلامي به استان فارس



آستان اميد ....... ويژه نامه سفر مقام معظم رهبري به فارس



 
نويسنده: سبحان |  پنجشنبه 12 ارديبهشت 1387  ساعت 11:10 صبح 

    ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[7/6/1387- 11:55 ص] بشکنيدم دوستان دشنام پنهاني بس است
[28/5/1387- 12:15 ع] تا نيايد مهدي...
[24/5/1387- 6:1 ع] حاج آقا مي گفت ...
[1/2/1387- 2:4 ع] قرآن‘ من واقعاً شرمنده ام
[آرشيو شده ها]