| فراموش کردن خاطره 22 اسفند دانشگاه شريف براي من و همه اونهايي که اون روز در صحن مسجد دانشگاه شريف حاضر بودند ، ممکن نيست، 20 اسفند 84 يعني دو روز قبل از مراسم شهداي شريف سه تا از شهداي گمنام رو در دانشگاه خودمون استقبال کرديم ، شهدايي که دانشگاه ما سه سال در تب و تاب حضور اونها در صحن دانشگاه سوخت، بچه هاي بسيج بارها و بارها فلسفه حضور شهدا در دانشگاه رو با اساتيد مختلف به بحث نشستند، نزديک به 20 جلسه در مورد شهيد و شهادت در دانشگاه حرف زده شد و سووالات زيادي مطرح شد و جو عمومي دانشگاه جهت حضور شهدا فراهم شد. با تمام اين توصيفات عده اي از بچه هاي تحکيمي تحت القائات دوستان صاحب قدرت خود با نوشتن چندين تراکت مخالفت خودشون رو با حضور شهدا در دانشگاه اعلام کردند.اون روزها کمتر کسي از بچه هاي بسيج در دانشگاه ما پيدا مي شد که دلايل عقلي و نقلي زيادي بر لزوم حضور شهدا در دانشگاه نداشته باشه!!! اما يک ماهي مي شد که زمزمه حضور شهدا در دانشگاه شريف هم به گوش مي رسيد و چه زود و بي مقدمه شهدا مهمان دوستان شريفي شدند.اون روز حتي خود بچه هايي که زمينه اين حضور رو فراهم کرده بودند ، نسبت به کاري که مي کردند مطمئن نبودند و در برزخ حضور شهدا در پشت درب دانشگاه و تحصن تحکيمي ها بر روي مقبره هاي آماده شده، مونده بودند .وقتي حاج سعيد حداديان داستان مخالفت اهل مدينه با تدفين امام حسن مجتبي (ع) در کنار حضرت رسول(ص) رو نقل کرد ، فضاي عجيبي بر مسجد حاکم شد و ناگهان با فريادهاي حسين حسين شهدا وارد صحن دانشگاه شدند و بر و بچه هاي متحصن با مشت و لگد پراکنده شدند ، تابوت ها بر روي دست بچه ها جلو عقب مي شد و نزديک بود يکي دوبار بيفته ، اما بلاخره تکه هاي باقي مونده از شهدا در گودال هاي حفر شده در صحن مسجد دانشگاه شريف آرام گرفت و نواي زيارت عاشورا در اون فضاي بهت و حيرت حاکم بر فضاي مسجد، قرائت شد. و اين حکايت همچنان باقيست .... ديروز شهيد بهشتي و امروز هم علم و صنعت و شيراز ... نويسنده: سبحان | چهارشنبه 22 اسفند 1386 ساعت 9:48 صبح | |
| نظرات ديگران نظر |
| ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ |
| [7/6/1387- 11:55 ص] بشکنيدم دوستان دشنام پنهاني بس است [28/5/1387- 12:15 ع] تا نيايد مهدي... [24/5/1387- 6:1 ع] حاج آقا مي گفت ... [1/2/1387- 2:4 ع] قرآن‘ من واقعاً شرمنده ام [آرشيو شده ها] |