شباهت به رسول خدا -
دانش، زنده کننده جان و روشني بخش خرد و کشنده ناداني است . [امام علي عليه السلام]

شباهت من و رسول خدا(ص)...


پنجشنبه شب (دوم اسفند ماه ) نماز مغرب و عشا رو در حرم حضرت شاهچراغ خوندم(جاي همه شما خالي) بعد از زيارت مختصر حضرت خيلي سريع خودم رو به تالار شهيد دستغيب واقع در مجتمع رفاهي دانشگاه شيراز رسوندم، جايي که بيست و دومين مراسم شب شعر عاشورا به ميزباني شيراز در حال برگزاري بود.


نزديک به يک ساله که از فضاي پر از هياهوي تهران دور شدم و کمتر فرصت شرکت کردن در چنين مراسماتي رو پيدا مي کنم . بنابراين فرصت شرکت کردن در با سابقه ترين شب شعر کشور رو غنيمت دونستم و به هر شکل که بود در ساعت 7:35 دقيقه در جلسه حاضر شدم.


تازه جلسه شروع شده بود و شعرا  يک به يک در حال خوندن شعر هاي خودشون بودند، شعراي پير و جوان جلسه، هر کدام در حد بضاعت خودشون به اظهار ادب  مشغول بودند.احساسات پاک و معنوي شعرايي که تازه از سفر کربلا برگشته بودند ، به همراه نواي دلنشين روضه و مرثيه تالار محل برگزاري رو که ديگه جايي براي نشستن نداشت شبيه يک حسينيه کرده بود و صداي گريه و شيون زنان و مردان رو بوضوح مي شد ، شنيد.اما نقطه اوج برنامه اون موقعه اي بود که از استاد سيد مجتبي حسيني براي ايراد سخنراني دعوت شد.سيد که تازه رسيده بود ،  روي سن رفت وبعد از نشستن به روي صندلي  اينطوري شروع کرد ( لقد کان في رسول الله اسوه حسنه )


لحن ملايم و دلنشين سيد مجتبي اينطوري ادامه پيدا کرد ( اگر رسول خدا براي ما بهترين لگو است ، نماز ما ، عبادت ما ، اخلاق ما ، رفتار ما  و حب و بغض هاي ما کداميک به رسول خدا شبيه است ؟)


من خيلي زود به اين سوال در ذهن خودم جواب دادم . هيچکدام ، هيچکدام ، هيچکدام ....


اما سيد مجتبي در ادامه روايت زيبايي رو خوند که همه حاضرين رو به خودشون اميدوار کرد و من هم مجبور شدم که جواب خودم رو پس بگيرم.


(رسول خدا بر بالاي منبر در حال خواندن خطبه هستند ، نگاهشان به سمت انتهاي مسجد خيره مي ماند و به يکباره و سراسيمه از بالاي منبر به سمت کودک خردسالي که هنگام ورود به مسجد زمين خورده بود، حرکت مي کنند... کودک کسي نيست جز حضرت اباعبدالله الحسين (ع) ، حضرت در آن هنگام در مقابل چشمان مهاجر و انصار مي گويند « امرني به حبه » من به دوستي حسين امر شده ام .) صداي گريه به اوج خودش رسيده بود و فرياد هاي حسين حسين جمعيت ، فضاي تالار رو معطر مي کرد که سيد مجتبي ادامه داد : ما شيعيان حداقل در اين ويژگي يعني دوست داشتن امام حسين (ع) با حضرت رسول (ص) مشترک هستيم.   



 
نويسنده: سبحان |  يکشنبه 5 اسفند 1386  ساعت 11:24 عصر 

    ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[7/6/1387- 11:55 ص] بشکنيدم دوستان دشنام پنهاني بس است
[28/5/1387- 12:15 ع] تا نيايد مهدي...
[24/5/1387- 6:1 ع] حاج آقا مي گفت ...
[1/2/1387- 2:4 ع] قرآن‘ من واقعاً شرمنده ام
[آرشيو شده ها]